تراش سنگهای قیمتی – فروش دستگاه ابزار و لوازم گوهرتراشی و تراش سنگ جواهر

کاهش وزن سریع – این نوع کاهش وزن که درنتیجه یک رژیم غذایی کم کالری و یا بعد از جراحی های چاقی رخ می دهد، نیز می تواند باعث ایجاد سنگهای کیسه صفرا بشود. بعضی از مشایخ نیز به نوشتن رساله و کتاب پرداختند و از این طریق مباحث نظری طریقت خود را شرح دادند و جنبه های نظری و آداب اجتماعی اهل تصوف را به مریدان آموزش دادند.صوفیان ، و به طورکلی کسانی که اهل سیر و سلوک بودند، کم وبیش در مناطق گوناگون پراکنده بودند. از نظر صوفیانِ اهلِ سفر، احساس غربت در شهرهای بیگانه تأثیر تربیتی داشت ، همچنانکه گوشه نشینی و پناه بردن به خرابه ها و کوهها را در تقویت توکل و صبر و رضا مرجوع کنید بهثر می دانستند (مایر، ص ۵ ـ۱۲).اختلاف میان اهل سلوک در شهرها و مناطق گوناگون در اخلاق و رفتار ایشان نیز دیده می شد، به طوری که مشایخ یک شهر یا منطقه به داشتن صفت خاصی مشهور می شدند؛ از جنید بغدادی نقل کرده اند که «فتوت در شام است ، سخنگویی در عراق ، و صدق در خراسان » (قشیری ، ص ۲۲۶).

خواجه عبداللّه انصاری (متوفی ۴۸۱؛ ۱۳۶۲ ش ، ص ۵۲۹) ابوالحسن حُصری (متوفی ۳۷۱) را صوفی حنبلی معرفی کرده ، ولی عطار گفته است که او ابتدا حنفی بود و بعد شافعی شد (ص ۷۵۹).صوفیه در عقاید صوفیانه و روشهای تربیتی نیز با یکدیگر اختلاف داشتند. البته صوفیان نیشابور در قرن پنجم و ششم بر مذهب شافعی بودند، ولی صوفیان شهرهای دیگر مذاهب دیگری داشتند؛ ابوبکر شبلی مالکی بود، ابوبکر کلاباذی و ابوالحسن علی بن عثمان هجویری و یوسف همدانی حنفی بودند و ابومنصور اصفهانی و خواجه عبداللّه انصاری حنبلی .

البته با توجه به پیشرفت تکنولوژی و بهبود شگرف تجهیزات جواهر تراشی، روش های بهتری برای تراش جواهرات به وجود آمده است. البته در مناطق دیگر، از جمله در شام و مصر و فارس و آذربایجان و خراسان ، نیز مشایخ دیگری بودند. سنّت دستینه نویسی در تصوف در قرنهای بعد نیز تداوم یافت . همائی ، بنا بر مطالب مذکور، اینطور نتیجه گرفته است که این اشتقاق ، عربی نیست و احتمالاً اولین بار ایرانی نژادان بصره و کوفه این لغت را وضع کردند که بتدریج در سایر بلاد اسلامی رواج یافت (عزالدین کاشانی ، همان مقدمه ، ص ۸۱ ـ۸۲).

کشف المحجوب علی بن عثمان هجویری نیز دستینة فارسی دیگری بود که در میان صوفیان فارسی زبان شهرت یافت . اما ابوابراهیم اسماعیل مستملی بخاری کتاب التعرف کلاباذی را به فارسی شرح کرد و بدین ترتیب نخستین دایرة المعارف تصوف را به فارسی نوشت . از نظر قواعد لغوی اکثر علما این اشتقاق را تأیید کرده اند، زیرا ظاهراً به طور مستقیم و بدون تغییراتی مثل قلب و حذف و تبدیل ، واژة صوفی حاصل می شود (مستملی ، ج ۱، ص ۱۶۰؛ باخرزی ، همانجا)؛ اما به نوشتة همائی ، در زبان عربی ، بر خلاف فارسی ، «ی » نسبت در انتساب به جامه و لباس به کار نرفته و لفظ صوفی به معنای تاجر پشم یا لباسهای پشمی است و در نسبت به محل یا شخصی به نام صوف یا صوفه به کار می رود، همانطور که عبدالرحمان صوفی (۲۹۱ـ۳۷۶)، منجم مشهور، به سبب اشتغال به پشم فروشی ، صوفی خوانده شده است .

ابن ابی جمهور احسایی ، محدّث صوفی مشرب شیعی ، نیز سخنی را به امام علی علیه السلام نسبت داده که حاوی چنین رموزی است ؛ با این تفاوت که طبق آن سخن ، اشتقاق تصوف از «صوف » است ، و «ص » به صبر و صدق و صفا، «و» به وُدّ و ورد و وفا، و «ف » به فقر و فرد و فنا اشاره دارد (ج ۴، ص ۱۰۵).در بارة ماهیت تصوف نیز متجاوز از هزار تعریف از عرفای بزرگ نقل شده است که گرچه در ظاهر با هم متفاوت اند، مفهومی که از آنها استنباط می شود، یکی است ( رجوع کنید به سهروردی ، ص ۵۷)؛ مثلاً از معروف کرخی (متوفی ۲۰۰) نقل شده که تصوف عبارت است از دستیابی به حقیقت و دل کندن از آنچه در دست مردم است ، بنابراین تا کسی به حقیقت فقر نرسد به تصوف نایل نمی شود و حقیقت فقر نیز چیزی نیست جز بی نیازی جستن از غیرحق .

محمدبن منوّر در کتاب اسرارالتوحید (بخش ۱، ص ۲۰) نوشته است که صوفیان بعد از شافعی ، همه خود را به مذهب شافعی نسبت داده اند، ولی این حکم صحیح نیست . پس از این واقعه ، بغداد بتدریج مرکزیت خود را در تاریخ تصوف از دست داد. در حالی که ، عنوان صوفی ابتدا بیشتر به اهل سلوکِ بغداد و بصره و به طورکلی بین النهرین اطلاق می شد. از مجموع این تعاریف چنین بر می آید که تصوف ، در نظر پیشگامان این راه ، بیشتر آدابی بوده است که منتهی به برخی ملکات و اوصاف می شود و هدف آن حسن خُلق با خَلق برای قبول حق است .

ظاهراً واژة صوفی در قرن دوم ، در برخی از سرزمینهای اسلامی ، بخصوص در بین النهرین ، متداول شد (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به بخش ۱: واژگان ). کسانی که در قرن دوم صوفی خوانده می شدند، تشکیلات اجتماعی و مکتب و نظام فکری و عرفانی خاصی نداشتند؛ به عبارت دیگر، تشکیلات خانقاهی و رابطة مرید و مرادی و آداب و رسوم خاص صوفیانه ، و همچنین نظام فکری و اعتقادی ای که جنبة نظری تصوف را تشکیل می دهد، در قرن دوم و حتی در ربع اول قرن سوم پدید نیامده بود (قس ابن جوزی ، ص ۱۸۷؛ ابن خلدون ، مقدمه ، ج ۱، ص ۶۱۱).صوفیان نخستین کسانی بودند که توجه به زندگی دنیوی و تجمل پرستی را مغایر با حقیقت دینداری و خداپرستی می دانستند و آنچه برایشان اهمیت داشت ، رستگاری در آخرت و بهره مندی از نعمتهای اخروی و بخصوص لقای خداوند در بهشت بود.

برخی دیگر از شخصیتهای مهم این سلسله عبارت اند از: شیخ نجم الدین رازی (متوفی ۶۵۴) مشهور به دایه ، مرجوع کنید بهلف کتاب مشهور مرصادالعباد ؛ عزیزالدین نسفی (متوفی بین سالهای ۶۸۰ تا ۶۹۹) صاحب انسان کامل ؛ بهاءالدین محمد ولد، پدر مولوی ؛ شیخ نورالدین عبدالرحمان اسفراینی (متوفی ۶۹۵)؛ شیخ علاءالدوله سمنانی (متوفی ۷۳۶)؛ و امیر سیدعلی همدانی معروف به علی ثانی (متوفی ۷۸۶؛ زرین کوب ، ص ۹۸، ۱۰۵، ۱۶۹؛ مدیرشانه چی ، ص ۲۵۶، ۲۶۰؛ لباف خانیکی ، ص ۲۵۱).نکتة مهم و اصلی در بارة سلسلة کبرویه این است که خلفای آن غالباً به تشیع منسوب یا مربوط شده اند (زرین کوب ، ص ۸۸)، از جمله در یکی از آثار سعدالدین حمویه (ص ۱۳۷ـ ۱۳۸) به پیوند ولایت و نبوت اشاره شده و مرید وی ، نسفی (ص ۳۲۰ـ۳۲۱)، از سعدالدین حمویه نقل کرده است که نام ولیّ در امت محمد منحصر به دوازده تن است و ولیّ آخر که ولیّ دوازدهم باشد، خاتم اولیاست و مهدی و صاحب زمان نام اوست .

چند ساعت را بره تا به یه زمین بیابونی برسه تا چوب دولکش مزاحم کسی نشه؟ جهان سلطان به عنوان کسی که در خانهی گوهر خدمتکار بوده و علیل شده و بعد از طرد شدن گوهر با او به خانهی فعلی آمده و چنان محتاج گوهر است که در نبود او، بدنش کرم میگذارد و میمیرد. از ذوالنون مصری (متوفی ۲۴۵) روایت شده است که صوفی کسی است که در طلب امور دنیوی خود را به رنج نیفکند و چون چیزی را از دست داد، بی تابی نکند (همان ، ص ۵۶).

اما هنگامی که عسگرهای عثمانی در حال ترک قلعه بودند، سربازان قزلباش به آنان حمله کرده، برخی از آنان را شهید میکنند، در حالی که برخی دیگر از عساگر گریزان شده، خود را به رود ارس میاندازند. الماس نیز مانند تمام سنگ های گرانبها ، متعلق به مردم ثروتمند بود ، تا این که در نیمه دوم سده نوزدهم سرچشمه های غنی در آفریقای جنوبی کشف شدند و الماس به درون توده های میانی نیز راه پیدا کرد . گفتنی است که غیاث الدین رامپوری (ذیل «تصوف ») متذکر شده است که چون صوفیان از «غیرحق » رو می گردانند، می توانیم تصوف را مأخوذ از صَوْف به معنای یکسوشدن و رو گردانیدن بدانیم .برخی نیز برای واژة صوفی هیچ نوع اشتقاقی قائل نیستند.

به نوشتة هجویری (ص ۳۹)، صوفیان به سبب تهذیب اخلاق به صفا رسیده اند و معنای تصوف برتر از واژگان و مفاهیمی است که بدانها منسوبش کرده اند. ابوالقاسم قشیری (متوفی ۴۶۵) نیز رسالة خود را به عربی نوشت و به همین سبب انتشار وسیعی در مناطق دیگر پیدا کرد. حتی برخی مشایخ ، به سبب اختلاف نظرهایشان ، با هم نقار پیدا می کردند و بعضی نویسندگان برای اینکه این اختلاف نظرها را طبیعی جلوه دهند، بحثی را با عنوان «مناقرة صوفیان » مطرح می کردند. به طور کلی ، جدا بودن مشایخ شهرها از یکدیگر و اختلاف نظر ایشان در بارة بعضی مسائل کلامی و اعتقادی و همچنین روشهای تربیتی و آدابی که هریک به مریدان خود می آموختند، موجب می شد که مکتب باطنی یا تصوف یک شهر با شهر دیگر تفاوتهایی پیدا کند.

در این کتابها هم مسائل اعتقادی مطرح می شد و هم مسائل علمی تصوف . در نیشابور و مرو اهل سلوک را «ملامتیه » می خواندند. نمونة دیگر، نقار میان خواجه عبداللّه انصاری و ابوسعید ابوالخیر است ( رجوع کنید به جامی ، ۱۳۴۳ ش ، ص ۳۱).صوفیانِ مناطق و شهرهای گوناگون ریاضتها و روشهای خاص خود را در سلوک داشتند؛ بعضی در غذا خوردن امساک می کردند و اغلب روزه می گرفتند، بعضی در یک جا می ماندند، و بعضی مدام به سفر می رفتند. برای اطلاع از جواب آزمایش کلیه و کسب اطلاعات لازم روی لینک کلیک کنید.

برای مراقبت از سنگ توپاز هنگام دوش گرفتن و حمام کردن حتما جواهر مزین به نگین توپاز را دربیاورید. اما زمانیکه کفپوش تراورتن به درستی نصب و مراقبت شود ، ترکیبی بینظیر از زیبایی کوهستانی به فضاهای داخلی میافزاید. تعریف تصوف و معرِّفی صوفیان بزرگ ، بحث معرفت و توحید، بحث احوال و مقامات ، بیان آداب عبادتها و رفتار اجتماعی و امور شخصی از قبیل لباس پوشیدن و طعام خوردن ، بحث سماع و شعر و آلات موسیقی و شرکت در مجالس سماع ، و بالاخره تعریف اصطلاحاتی که در میان صوفیه رایج بود، از جمله مطالب اصلی دستینه ها بود.با وجود شباهتهای کلی دستینه ها، هریک از آنها خصوصیات مکتب صوفیانه و منطقه ای را داشتند که نویسنده بدان تعلق داشت ؛ قوت القلوب ابوطالب مکی بیان کنندة معارف صوفیانة بصره بود، اللّمع سرّاج در بیان تصوفی بود که نویسندة طوسی آن در بغداد آموخته بود، التعرف کلاباذی و شرح آن مبیّن تصوف رایج در بخارا و اطراف آن بود، و تهذیب الاسرار خرگوشی و رسالة قشیری و احیاءعلوم الدین غزالی منعکس کنندة سنّت صوفیانة نیشابور بودند.دستینه های صوفیانه که از نیمة دوم قرن چهارم نوشته شدند، حاکی از آن اند که اهل تصوف خود را پیروان مذهبی باطنی و عرفانی ، با اصول عقاید و آداب و عبادتها و جایگاه اجتماعی و عبادتگاه خاص ، می دانستند و در مورد مذهب خود برداشتی تاریخی پیدا کرده بودند و می توانستند این تاریخ را با معارف پیشینیان خود به نوآموزان انتقال دهند.

شبیه این سخن را از ابن یزدانیار ارموی نیز نقل کرده اند: «صوفیانِ خراسان را کردار است و گفتار نیست ، صوفیان بغداد را گفتار است و کردار نیست ، و صوفیان بصره را هم گفتار است و هم کردار، و صوفیان مصر را نه گفتار است و نه کردار» (به نقل ابن مُلَقّن ، ص ۳۳۵). زرتشتیان در گذشته، دور از آبادی، شهر و مكان مسكونی بر روی كوههای نه چندان مرتفع فضایی را با رعایت آداب و رسوم مخصوص دینی در نظر گرفته و شالوده ریزی میکردند و حصاری به دور آن بالا میبردند. صوفیان را ازینرو به خصوصیاتی چون گسستن از غیرحق ، فقر، قناعت ، تواضع ، ایثار، اخلاص ، صبر، استقامت ، تسلیم ، شناخت وسوسه های نفس و مخالفت با آن می شناختند نه به عقاید و آرا ( رجوع کنید به هجویری ، ص ۴۴، ۴۷).

ابوبکر شبلی نیز در پاسخ به سرجوع کنید بهال صوفی کیست ، گفت : «صوفی آن بُوَد که اندر دو جهان هیچ چیز نبیند بجز خدای عزوجل » (همان ، ص ۴۴). در شهر ترمذ نیز حکیم ترمذی و ابوبکر ورّاق را حکیم می خواندند. یکی از موارد معروف نقار در تصوف ، منازعه و خصومتی است که در قرن سوم بین ابن یزدانیار ارموی و بعضی مشایخ بغداد، بخصوص ابوبکر شبلی ، پدید آمد (پورجوادی ، ۱۳۷۷ ش الف ، ص ۷۹ به بعد). جنید بغدادی (متوفی ۲۹۷ یا ۲۹۸) صوفی شدن را در پیوند با حق تعالی و قطع وابستگی به غیر او می جست (ابونصر سرّاج ، ص ۲۵) و ابوالحسین نوری (متوفی ۲۹۵) تصوف را ترک کلیة لذایذ نفسانی می دانست (کلاباذی ، ص ۲۵).

دیدگاهتان را بنویسید